X
تبلیغات
رایتل

آدم‌های ساکت

Mahdi Jaberi's blog

هدیه‌های ساده و ماندگار دخترم


دخترم زهرا مهربانی و سادگی را از مادرش، از همسرم آموخته‌ است. معمولا احساساتش را با زبان ساده و به شیوه‌‌ای ساده بیان می‌کند، انسان پیچیده‌ای نیست و وقتی می‌خواهد پیچیده باشد، آنقدر تابلو می‌شود که نمی‌تواند ادامه دهد.


قبل از تولد سوفیا و سونیا، به همسرم می‌گفتم هیچ کدام از بچه‌هایمان مثل زهرا نخواهند بود. زهرا دختر خاصی است و در سخت‌ترین لحظه‌های زندگی با ما بوده است. این زندگی بیش از ما، بوی زهرا را می‌دهد. نشان و رد پای زهرا در جای-جای آن قابل مشاهده است؛ در سختی‌ها، در سکوت و آرامش، در پیدا و پنهان، در موهای سیاه و سفید ما...


هنوز هم می‌گویم زهرا تکرارنشدنی است. بیشتر به خاطر اینکه از هر نظر، به مامانش شباهت دارد، به همسرم.


*

وقتی نوجوان بودم و سختی‌های دوری از مادر همه‌ی وجودم را به آتش می‌کشید، همان لحظه‌ها که در مرز بودن و نبودن قدم برمی‌داشتم، با خودم می‌گفتم اگر بودم و بزرگ شدم و ازدواج کردم، نام دخترم را هم‌نامِ مادرم انتخاب می‌کنم. و من آن روزها، و تمام آن سال‌ها فقط یک نشان از مادر داشتم؛ اینکه می‌دانستم نامش "زهرا"ست. همین!


**

این هدیه‌های ساده و ماندگار را دیشب که آخرین ساعاتِ روز پدر بود، هنگامی که از روزنامه به خانه رفتم، از دخترم زهرا هدیه گرفتم. همه‌اش کارِ "دست" است. دستِ خودش. به قول خودش: صنایع دستی است.





*


*


*
زهرا این روزها کلاس چهارم ابتدایی را پشت سر می‌گذارد. دو سال است که زبان انگلیسی را با کمک مادرش و آموزشگاه فرامی‌گیرد و یک‌سال است که همراه با من زبان فرانسه می‌آموزد. بیشترین چیزی که در اتاق شخصی‌اش وجود دارد، کتاب است و بعد عروسک. چند کارتن کتابِ خوانده شده نیز در انباری دارد. به نقاشی و طراحی و موسیقی هم علاقه‌مند است. قول داده‌ام که در فرصت مناسب،  او را در کلاس نقاشی ثبت‌نام کنم.

**************


.
.

.
.


تصویر بالا؛ دوست دوران کودکی زهرا! که اسمش را "Hamesty" گذاشته بود

*


.
.

.
.

.
.

.
.
.
.

.
.

.
.

.
.

.
.

.
.

.
.

.
.

.
.


.
.



تاریخ ارسال: یکشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 04:46 ب.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب