X
تبلیغات
رایتل

آدم‌های ساکت

Mahdi Jaberi's blog

روایتی ساده از یک دوستیِ پیچیده و قدیمی


"دوست بازیافته" عنوان کتابی است با قلم فرد اولمن و ترجمه مهدی سحابی؛ سبک  این کتاب را نمی‌توان رمان نامید و شاید بهتر باشد از آن با عنوان یک قصه یا داستان بلند یاد کنیم. بگذریم! این اصلا موضوع مهمی نیست؛ چرا که آرتور کوستلر نویسنده‌ی اسپانیایی نیز در مقدمه‌ای که برای این کتاب نوشته، با خودش کلنجار رفته است که آن را چه بنامد؛ رمان، نوول یا ... اما وی در نهایت از این اثر با عنوان "یک شاهکار دردناک اما سرشار از دلتنگی" یاد کرده است.

ابتدا قصد داشتم شرح مختصری از کتاب را به همراه تحلیل و برداشت خودم در  این وبلاگ بنویسم اما اکنون منصرف شدم و پیشنهاد من این است که خودتان این نوشته‌ی تاثیرگذار را مطالعه کنید.



"دوست بازیافته" روایتِ آشنایی دو دوست در دبیرستان کارل آلکساندر است؛ دبیرستانی که در شهر اشتوتگارت آلمان قرار دارد. نوجوان 16 ساله‌ای به نام هانس شوارتس که آرزوی دوستی و همراه شدن با نوجوان 16 ساله‌ی دیگری به نام کنراد فون هوهنفلس  را دارد، سرانجام به آرزوی خود می‌رسد. هانس از خانواده‌ای یهودی است و کنراد با آیین مسیحیت و از یک خانواده اصیل و سرشناس و ثروتمند.

این دو بی‌توجه به اتفاقات و رخدادهای سیاسی و مذهبی آنقدر به یکدیگر نزدیک می‌شوند که تحمل حتی یک روز دوری برایشان عذاب‌آور است اما نفوذ نگرش‌های ضدیهودی، گسترش نژادپرستی نازی‌ها و جانبداری دانش‌آموزان دبیرستان از سیاست‌های هیتلر، در نهایت از طریق چند اتفاق کوچک، تاثیرات خود را در این دوستی نشان می‌دهد.

از آنجا که نویسنده این کتاب (فرد اولمن) نقاش هم بوده است، خود را محدود به استفاده از بهترین و تاثیرگذارترین واژه‌ها و عبارت‌ها کرده؛ یعنی او بنا را براین گذاشته که در هر بخش از داستان فقط یک بوم در اختیار دارد که باید با کمترین سخن، بیشترین مفهوم را منتقل کند.

ادبیات و سبک نوشتار داستان بسیار روان است و از زبان یک نوجوان 16 ساله (هانس) روایت می‌شود. حتی زمانی که به موضوعات مذهبی و سیاسی اشاره می‌کند، بسیار روان و خلاصه به بیان آنها می‌پردازد و سیاست و مذهب هرچند نقش و جایگاه خاصی در ظاهر داستان ندارد اما به خوبی در آن می‌نشیند و حل می‌شود تا مخاطب را آزار ندهد.

شما با در دست گرفتن این کتاب، هرچه به جلو می‌روید، برای دانستن اتفاقات بعدی تشنه‌تر می‌شوید. اوج داستان را باید 10 تا 20 صفحه‌ی آخر آن دانست که با خواندن هر سطر، بدن شما سردتر می‌شود و در چند سطر آخر، نویسنده با مهارت خاصی و با استفاده از چند واژه تاثیرگذار تیر خلاص را به شما می‌زند به‌گونه‌ای که تا ساعت‌ها مبهوت خواهید ماند.

آری! چند صفحه‌ی آخر کتاب ناگهان 30 سال به جلو می‌رود و دلتنگی شخصیتِ اصلی داستان را بیشتر می‌کند و نیز دلتنگی ما را.


*

- در این کتاب دو-سه بار به فرهنگ ایران اشاره می‌شود؛ هرچند این موضوع هیچ تاثیری در اتفاقات داستان ندارد اما من شخصا از اینکه نشانه‌هایی از فرهنگ ایران را در آثار غربی‌ها یا شرقی‌ها احساس کنم، لذت می‌برم و ارتباط بیشتری با این آثار برقرار می‌کنم.

- مطالعه این کتاب، دو ساعت از من وقت را گرفت که آن را به چهار وقتِ نیم‌ساعته تقسیم کردم.

- ناشر این کتابِ جیبیِ 5 هزار تومانی، "نشر ماهی" است که فروشگاه آن روبروی سینما سپیده در خیابان انقلاب قرار دارد.




تاریخ ارسال: جمعه 30 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 06:55 ب.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب