X
تبلیغات
رایتل

آدم‌های ساکت

Mahdi Jaberi's blog

رأی به ژست های افقی!



مهدی جابری / انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 بهترین مثال برای معیارها و ملاک های اشتباه است. بسیاری از مردم در روستاها و شهرهای ایران معتقد بودند "فلانی سید است و باید به او رای بدهیم!"

معیارها و ملاک هایی که هر جامعه برای انتخاب نماینده مجلس، رئیس جمهور یا عضو شورای شهر دارد، انعکاس دهنده سواد سیاسی و سطح بینش آن جامعه است. اگر در نهایت فرد یا افرادی که پیروز انتخابات می شوند، از نظر تحصیلات، فعالیت ها و سوابق دارای انطباق و همخوانی با جایگاه و پست خود باشند مشخص می شود که شرکت کنندگان در انتخابات دارای معیارهای صحیح و غیراحساسی بوده اند.

رای  دادن بر اساس معیارها و ملاک های نادرست و غیراصولی در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان و کشورهای مطرح نیز وجود دارد و افرادی فقط به خاطر چهره، زور بازو یا مشهور بودن در سینما، پیروز رقابت های سیاسی می شوند!
برخی از مردم کشور ما نیز ملاک های عجیبی برای انتخاب نماینده مجلس، رئیس جمهور یا عضو شورای شهر دارند. این در حالی است که کمتر کسی به شاخص ها و ملاک های مهم و اساسی در انتخاب خود توجه می کند.

رای به زورِ بازو!
ورزشکاران جایگاه اجتماعی خوبی بین مردم دارند اما بهتر است این جایگاه صرف افتخارآفرینی های بیشتر برای ایران اسلامی در حوزه ورزش شود نه اینکه با ورود به سیاست و انتخابات، شاهد سوءمدیریت و ناکارآمدی این افراد باشیم.
یکی از ملاک های عجیب مردم برای رای دادن این است که فلان نامزد انتخاباتی یک چهره ورزشی است! خب که چه؟ آیا کشور و شهر را با زورِ بازو باید اداره کرد؟ البته با قوانین جدید انتخاباتی، راه ورود به مجلس شورای اسلامی تا حدی برای ورود این افراد سخت و غیرممکن شده است اما در انتخابات شوراها همچنان مردم به افرادی رای می دهند که تخصص، تحصیلات و مطالعات آنها هیچ ارتباطی به مسائل شهری، برنامه ریزی شهری، محیط زیست شهری، مدیریت شهری و... ندارد. نتیجه رای دادن به ورزشکاران محترم این است که مشکلات شهرها و روستاها نه تنها حل نمی شود بلکه آنقدر بر وزن و شدت آنها افزوده می شود که کاری از دست هیچ کشتی گیر و وزنه برداری برنمی آید! البته شاید بتوان گاوصندوقِ بودجه شهر را جابجا کرد اما حساب و کتاب های تخصصی فقط در توان اهل فن است.

رای به ژست های افقی!
"می خواهم رای جوان ها، دخترها و ... را جمع کنم!" این جمله برای خیلی از مردم آشنا است و نمی توان توضیح زیادی درباره آن ارائه کرد! متاسفانه برخی نامزدهای جوان انتخاباتی با سوءاستفاده از ظاهربینی هایی که در تعدادی از جوانان وجود دارد، تصاویری از ژست های خاص خود را بین مردم توزیع می کنند. البته این کار آنها مشتریان زیادی دارد، چراکه همچنان در جامعه ما بسیاری از رای ها به خاطر قیافه و تیپ و ژست است!
در بیشتر تصاویر و ژست های تبلیغاتی، نگاه نامزدها به "افق" و دوردست ها دوخته شده است و مشخص نیست که قرار است در کدام افق، کدام اتفاق بزرگ به نفع جوانان و مردم رخ دهد؛ چراکه افق 1404 هم در حال رسیدن است و آنهایی که 25 سال قبل به افق چشم دوختند و رای جمع کردند، هنوز نتوانسته اند برای چشم انداز 1404 کار خاصی انجام دهند.
بنابراین باید ملاک های انتخاب را از اساس تغییر دهیم و بدانیم که در ژست های "افقی" معمولا خبری از افق روشن برای عموم مردم نیست بلکه این دسته از نامزدهای انتخاباتی به افق های کوتاه مدت برای رسیدن به اهداف و منافع گروهی، حزبی و شخصی چشم دوخته اند.

انتخاب رنگ ها
تعداد قابل توجهی از مردم نیز فقط به "رنگ ها" رای می دهند! مهم نیست چه رنگی باشد یا تولید کدام کارخانه رنگسازی باشد یا تقلبی باشد یا نه؛ مهم این است که بهانه ای جور شود تا چند نفر دست یکدیگر را بگیرند و در خیابان ها دور بزنند! یعنی ملاک و معیار انتخاب برای میلیون ها جوان این است که یک نفر (مهم نیست چه کسی) پیدا شود و یک رنگ جدید به مچ دست، پیشانی و گردن خود ببندد؛ او مطمئن است که دستکم 2-3 میلیون رای جمع می کند!
یکی از جناح های سیاسی کشور معمولا از همین ابزار برای جمع کردن رای جوانان بهره می گیرد. البته نمی توان به ترفند آنها خرده گرفت بلکه ما جوان ها راه را باز گذاشته ایم تا اینچنین به شعور سیاسی ما توهین شود و عده ای ما را فدای رسیدن به یک خواسته حزبی و گروهی کنند و در خلوت خود چیزهایی درباره ما بگویند که در ظاهر نمی گویند!
بهتر این است که قشر جوان با قاطعیت از کاندیداهای رنگی بپرسند: "شما غیر از این ژست و رنگ بازی، چه برنامه و اندیشه ای برای اقتصاد کشور دارید؟ آیا با این رنگ بازی می توانید برای مسکن، ازدواج و اشتغال ما جوانان کاری کنید؟"

رای به برادر!
تعداد قابل توجهی از مردم اصرار به انتخاب فامیل و خویشاوند خود دارند و آرای خود را به نفع او به صندوق می ریزند. مثلا به برادر، پدر، عمو، پسرخاله و دیگر اقوامی که نامزد انتخاب شده اند رای می دهند.
باید بدانیم تا زمانی که نگرش ما به اوضاع کشور، خودخواهانه و خودمحور باشد نمی توانیم به حل ریشه ای مشکلات امیدوار باشیم. ما باید از نگاه بالاتر به مسائل کلان مانند انتخابات نگاه کنیم و به معنای دیگر، نگرش اجتماعی داشته باشیم. قطعا برادر ما بهترین گزینه برای مدیریت، نمایندگی مجلس و شورای شهر نیست. شاید او برای ما و پدرمان کاری کند اما اگر خدای نکرده رای بیاورد به قول معروف "پدر یک شهر و جامعه را درمی آورد!"
جامعه ایران پر از افراد نخبه و استعدادهای برتر است و اگر ما یقین داریم که برادر ما فقط به درد برادری می خورد، بهتر است به او رای ندهیم تا خیرخواهی و برادری مان شامل حال جامعه شود.


سیدهای محترم اما...
سیدها و سادات، همواره از احترام و جایگاه ویژه ای در جامعه ایرانی برخوردار بوده و هستند اما وقتی پای انتخابات به میان می آید، ملاک ها و معیارها باید به کلی تغییر کند و سید بودن نمی تواند ملاک کافی و لازم برای رای دادن به یک فرد باشد.
انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 بهترین مثال برای معیارها و ملاک های اشتباه است. بسیاری از مردم در روستاها و شهرهای ایران معتقد بودند "فلانی سید است و باید به او رای بدهیم!" متاسفانه سوءاستفاده هایی هم از سوی یک جناح سیاسی در این زمینه شد و آنها شعارهایی با موضوع سید بودن به نفع کاندیدای گروه خود ساختند و به سرعت در جامعه منتشر کردند! در آن زمان متاسفانه احساسات پاک مردم ابزاری بود برای روی کار آمدن دولتی که از نخستین روزها تا آخرین روزها بوی سیاست می داد.
ما باید آگاه باشیم که هر موضوع فقط در جای خود دارای ارزش است و اگر از جای اصلی خارج شود، کارکردش را از دست می دهد اما هنوز در بسیاری از نقاط کشور، این تصور وجود دارد که نماینده مجلس یا عضو شورای شهر و روستای آنها باید سید باشد.

نخبگان مظلوم
نخبگان و استعدادهای برتر معمولا در انتخابات مجلس و شوراها با بی مهری اکثریت جامعه مواجه می شوند. افراد بسیاری از لیست های جناح های سیاسی یا به خاطر شهرت ورزشی و هنری راهی مجلس و شوراها می شوند اما فهرست هایی که با عناوینی همچون "نخبگان" و "متخصصان" وارد عرصه انتخابات می شوند، هیچ توفیقی ندارند! چراکه اکثریت جامعه ما همچنان ملاک هایی برای انتخاب دارند که دردی از جامعه دوا نمی کند.
کمتر کسی در جامعه یافت می شود که پیش از انتخابات، درباره تخصص، استعداد، توانایی، مدرک تحصیلی و رشته تحصیلی نامزدها تحقیق کند و ملاک او برای رای دادن، خارج از دایره قیافه، ژست، رنگ بازی، خویشاوندی، قومیت و... باشد.


ما زمانی می توانیم به آینده روشن تر برای جامعه خود امید داشته باشیم که هر فرد در این شهر و کشور برای رای خود ارزش و احترام قائل باشد و آن را به اسکناس و قیافه و ظواهر نفروشد!


تاریخ ارسال: سه‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 07:12 ب.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب