X
تبلیغات
رایتل

آدم‌های ساکت

Mahdi Jaberi's blog

جدال سربازان وطن با جاده و خودرو!


به قلم مهدی جابری: "سربازها باید کمترین و بی کیفیت ترین خدمات را دریافت کنند!" این همان تفکری است که 19 سرباز را که جامعه و خانواده برای رشد و بالندگی شان هزینه کرده است، به اعماق دره پرتاب می کند!

 حادثه دلخراشی که 19 سرباز وطن را به کام مرگ کشاند، همچنان در صدر اخبار شبکه های اجتماعی قرار دارد و و بویژه پسران جوان با حساسیت خاصی پیگیر ماجرا هستند؛ زیرا اتفاقی که برای این سربازها افتاد، می تواند برای دیگران نیز رخ دهد و هیچ تضمینی برای عدم تکرار آن وجود ندارد!

آنچه اکنون برای خانواده ها و افکار عمومی اهمیت دارد، اتخاذ تدابیر بهتر و بیشتر برای حفاظت از جان و سلامت سربازان است؛ چراکه در فرهنگ ما "سرباز" را به عنوان مظلوم ترین و بی دفاع ترین قشر جامعه محسوب می کنند و بر این اساس، اکثریت افراد جامعه از هیچ تلاشی برای خدمت به یک سرباز دریغ نمی کنند.

امروز این سوال در فضای جامعه طرح شده است که چرا سربازان در برابر حوادث و سوانح بی دفاع هستند؟ پاسخ این سوال را باید در ماهیت و کیفیت خدمت سربازی جستجو کرد؛ به این معنا که خدمت سربازی در کشور ما طوری طراحی شده است که سربازان هیچ اراده ای برای حفاظت از جان خود ندارند؛ بنابراین وقتی به آنها گفته می شود "اینجا بیا! آنجا برو! این را بخور! بنشین! بلندشو! حرکت کن! بخواب!" چاره ای جز اطاعت و تبعیت ندارند.

رسول جوان 25 ساله ای که خدمت سربازی خود را در شمال غربی کشور گذرانده است به تبیان می گوید: "من هم اگر زنده هستم به خاطر شانس است، چون وقتی به شما می گویند همین امروز باید پادگان را ترک کنید و حتما باید سوار فلان ماشین بشوید، شما چاره ای ندارید و نمی توانید زمان سفر و نوع سفر را با نظر و اراده خودتان تعیین کنید."

وی ادامه می دهد: "بنابراین عده ای مثل من شانس می آورند و به خانه می رسند اما عده ای مثل این 19 سرباز به اعماق دره سقوط می کنند و جان می دهند."

محمد 35 ساله هم اظهار می دارد: "در زمان سربازی بارها به من دستوراتی داده شد که مطمئن بودم سلامتی من را تهدید می کند اما فضای خدمت سربازی طوری است که شما جرات نمی کنید در برابر دستورات مقاومت کنید! انگار دستور خداوند است و باید در همان لحظه و با همان کیفیت اجرا شود! من با همین دستورها بارها دچار بیماری و حادثه شدم و هنوز هم نتوانسته ام دلیل قانع کننده ای برای آن دستورات پیدا کنم."

وی می افزاید: "به سربازها می گویند هر دستوری که داده شد، همان لحظه اطاعت کنید و بعدا اگر خواستید اعتراض کنید! حالا این 19 سرباز چگونه اعتراض کنند که هیچ اراده ای برای تعیین زمان سفرشان نداشتند!"


جاده و راننده و خودرو!

دقت در اخبار مرتبط با علت این حادثه، ما را با یک واقعیت تلخ مواجه می کند. علت هایی که سرهنگ حمیدی فرمانده پلیس راه کشور درباره این تصادف اعلام کرده، این است: "عدم وجود حفاظ ایمنی سمت راست جاده، عدم مهارت راننده در مهار وسیله نقلیه و نقص فنی خودرو"

جاده ناامن بوده، راننده مهارت نداشته و خودرو نقص فنی داشته است. در حقیقت، سربازان وطن که رسالت اصلی آنها حفاظت از میهن است، جان خود را در جدال با جاده، راننده و خودرو از دست داده اند! بنابراین در شرایط فعلی باید به جنگ این ناامنی ها رفت و سلامت و امنیت سربازان وطن را تضمین کرد.

در همین باره پیشنهاد می شود که این تفکر به طور کامل برچیده و حذف شود: "سربازان باید کمترین و بی کیفیت ترین خدمات را دریافت کنند!" چنین تفکری در هیچ یک از قوانین کشور نیز وجود ندارد و در حقیقت، یک قانون نانوشته است که سربازان را ملزم می کند تا به کمترین و بدترین و نامناسب ترین شرایط و امکانات قانع باشند، سوار بدترین اتوبوس ها بشوند و به کمترین فضا برای نشستن و ایستادن و خوابیدن قناعت کنند. تمام این موارد موجب می شود که اتوبوس هایی که در اصل باید در خدمت سربازها باشند، در میانه راه مسافران دیگری را به همراه بارهای قاچاق و غیرقانونی آنها در خود جای دهند و در نهایت چنین حادثه تلخی رقم بخورد.

استفاده از وسایل نقلیه مناسب، باز گذاشتن دست سربازان برای تصمیم گیری در زمان و نوع سفر، توجه به مفهوم و اصل "اراده" در برابر جبر و اطاعت از جمله مواردی است که می تواند به کاهش تلفات منجر شود و به ارتقای سطح امنیت و سلامت سربازها کمک کند.


هزینه هایی که تلف می شود

مروری بر مشخصات 19 سرباز که به کام مرگ رفته اند نشان می دهد که تمام آنها دارای تحصیلات بالا بوده اند؛ از لیسانس کامپیوتر و شیمی و عمران گرفته تا لیسانس تعمیرات هواپیما! قطعا هزینه، زمان و انرژی غیرقابل توصیفی صرف شده است تا این جوان ها درس بخوانند، تربیت شوند، رشد کنند، وارد جامعه شوند و به آینده امیدوار باشند. معلمان زیادی برای آنها وقت گذاشته اند؛ پدران و مادرانشان با شب بیداری و دعا و مناجات سال های سال در انتظار روزی بوده اند که فرزندانشان از خدمت سربازی بازگردند و ازدواج کنند؛ سیستم دانشگاهی کشور برای تحصیل این افراد وقت و هزینه صرف کرده است اما ناگهان همه چیز سقوط می کند، تمام دستاوردهای ارزشمند در یک چشم به هم زدن به اعماق دره پرتاب می شود، یک راننده ناآگاه جان دهها سرباز را به خطر می اندازد که 19 نفرشان جان می دهند؛ یک جاده ناامن مسیر زندگی و امید به زندگی 19 خانواده را تغییر می دهد و یک خودروی معیوب چندمیلیون تومانی، به راحتی میلیاردها تومان هزینه را هدر می دهد و یک سرباز با تحصیلات لیسانس هواپیما را در دام نقص فنی خود گرفتار می کند! 


تاریخ ارسال: شنبه 5 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 01:15 ب.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب